تبليغاتX
زخمی تر از همیشه



 

ای که با من هستی و دور از منی

        ای که گاهی شاد و گاهی پر غمی

                ای که بی تو غم به چشمانم نشست

                          ای که بی تو شیشه قلبم شکست

                       ای همیشه بودنی ای جاودان

                لحظه ای دیگر کنار من بمان   

          تو نرو من با تو هستم مست مست

  ای که بی تو شیشه قلبم شکست

 

با نگاه خود بهارم می کنی

بی قرار روزگارم می کنی        

لحضه ای مست نگاهت می شوم       

لحضه ای هم هوشیارم میکنی                

قلب من را همچو آهویی اسیر                     

 میبری با خود ، شکارم می کنی              

ای وجودت همچو دریایی بزرگ         

در ره خــود جــویبـارم میـکــنی      

       چون گره وا می کنی از زلف خو د

محو موج آبشارم می کنی

 

 

                                              

 

 

 

 

دلم می سوزه  واسه نامه های پست نشده ای که گوشه طاقچه بوی کهنگی گرفتن. برا گلهای سرخی که گوشه میز آروم آروم خشک شدن ، برا حرف های نگفته ای که گوشه یه سینه تلنبار شده ، بقض های فرو خورده ای که هیچ وقت فرصت شکستن پیدا نکردن ، اشک هایی که تو قاب دو تا چشمم منتظر یخ زدنن و قلب تنهایی که غریبونه شکست ، برا سکوت سنگین اتاقم که هیچ وقت سلام  رو تجربه نکرد از همه مهمتر واسه خودم که دلم واسه همه اینا  می سوزه  و لی اینا دلشون برا من نمی سوزه

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:7 توسط شروین و بیتا |



از خدا خواستم تا دردهايم را التيام بخشد ،
خداوند پاسخ گفت :
مخلوق خوب من ! هر دردي را درماني است و اين تو هستي که بايد درمان دردهايت را بجويي .
از خدا خواستم تا به من صبر عنايت کند .
خداوند پاسخ گفت :
بنده قدرتمند من ! صبر حاصل سختي است ، عطا شدني نيست ، بلکه آموختني است.
از خدا خواستم تا مرا شادي و شعف بخشد.
خداوند پاسخ گفت :
نازنينم ! من به تو موهبت بسيار بخشيده ام ، شاد بودن با خود  توست .
از خداوند خواستم تا رنجم را کاستي دهد .
خداوند پاسخ گفت :
مخلوق صبورم ! بهاي رنج تو دوري از دنيا و نزديکي به من است .
از خداوند خواستم  تا روحم را شکوفا سازد .
خداوند پاسخ گفت :
پرورش روح تو با تو ، اما آراستن آن با من.
از خدا خواستم تا از لذايذ دنيا سرشارم سازد .
خداوند پاسخ گفت :
من به تو زندگي بخشيدم ، بهره مندي از آن با تو.
از خدا خواستم تا راه عسق ورزيدن را به من بياموزد .
خداوند پاسخ گفت :
اشرف مخلوقات من ، بالاخره دريافتي چه از من بخواهي.
به خاطر داشته باش که در مسير عشق ورزيدن به من ، به مقصد دوست داشتن ديگران خواهي رسيد.
پس خدايا  به من نعمت دوست داشتن ديگران را عطا کن
شادي من براي ديگران و غم ديگران براي من
آمين

+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 19:58 توسط شروین و بیتا |