سلام به همه دوستای عزیز و مهربونم
. امیدوارم که تو این مدت از من بدی ندیده باشید. شاید این مطلب آخرین مطلبی باشه که دارم اینجا می زارم
شایدم نه
در هر صورت از همتون تشکر می کنم که منو تنها نزاشتین![]()
![]()
به امید روزهای سبز![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
در بهاري روشن از امواج نور
در زمستان غبار آلود و دور
يا خزاني خالي از فرياد و شور
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين روزها
روز پوچي همچو روزان دگير
سايه اي ز امروزها ، ديروزها
ديدگانم همچو دالانهاي تار
گونه هايم همچو مرمرهاي سرد
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود
من تهي خواهم شد از فرياد و درد
مي خزد آرام روي دفترم
دستهايم فارغ از اندوه شعر
ياد مي آرم كه در دستان من
روزگاري شعله مي زد خون شعر
خاك مي خواند مرا هر دم به خويش
مي رسند از ره كه در خاكم نهند
آه شايد عاشقانم نيمه شب
گل به روي گور غمناكم نهند
بعد من ناگه به يك سو مي روند
پرده هاي تيره دنياي من
چشمهاي ناشناي مي خزد
روي كاغذها و دفتر هاي من
در اتاق كوچكم پا مي نهد
بعد من با ياد من بيگانه اي
در بر آيينه مي ماند به جاي
تار مويي ، نقش دستي ، شانه اي
مي رهم از خويش و مي مانم به خويش
هر چه بر جا مانده ويران مي شود
روح من چون بادبان قايقي
در افقها دور و پنهان مي شود
مي شتابد از پي هم بي شكيب
روزها و هفته ها و ماه ها
چشم تو در انتظار نامه اي
خيره مي ماند به چشم راه ها
ليك ديگر پيكر سرد مرا
مي فشارد خاك ، دامنگير خاگ
بي تو ، دور از ضربه هاي قلب تو
قلب من مي پوسد آنجا زير خاك
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم مي شويند از رخسار سنگ
گور من گمنام مي ماند به راه
فارغ از افسانه هاي نام و ننگ
( فروغ فرخ زاد)
انگار که فروغ می دونسته که من چی می خوام بگم کارم رو راحت کرده![]()
غم مخور کين ناشکيب ساده دل دير يا زود از کنــــارت مي رود
از خــــزان سرد احساست دگر قصه ي ســــبز بهارت مي رود
گفتـــــــه بودم با تمام سادگي عشق،دلــها را اجابت مي کند
گفته بودم اين دل تنهاي مــــن با دل سنــگ تو عادت مي کند
گفته بودي ما به جرم عاشقي عاقبت يک روز رسوا مي شوي
گفته بودم غم مخورکان روز،ما پابه پاي عشق معنا مي شويم
يــــــاد امواج نگاه سبز تــــــو بي صدا در خويش تابم مي دهد
با تمام خاطرات خوب عشـــق ياد تو هر شب عــذابم مي دهد
مي روم با موج موج خستگي بــي صدا،غمگين وتنها میرم
از ديار سنگي چشمـــــان تو تا همين امروز و فردا مي روم

