من یک عذرخواهی خیلی بزرگ به شروین عزیزم بدهکارم
اخه چند وقت که درگیر دانشگاهم بودم خیلی تنهاش گذاشتم.بازم از دور بهش میگم شرمندم عزیزم.
بیتا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نبودی بی تو پنهان گریه کردم![]()
تو را دیدم و خندان گریه کردم![]()
برای اینکه اشکهایم را نبینی
نشستم زیر باران گریه کردم![]()
![]()
نمیدانم پاییز سنگین است یا پلکهایم تاب دیدن دوریت را ندارد ولی بدان تا نیایی چشم به روی بهار هم نخواهم گشود.
خوشبختی
داشتن دوست داشتنیها نیست دوست داشتن داشتنیهاست.![]()
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 1:48 توسط شروین و بیتا
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 1:35 توسط شروین و بیتا
|

